هر کجا خورشید باشد خانه من نیز هست
آدرس خورشید در چشمان این زن نیز هست
فکر می کردم که دل دادن تمام عاشقیست
تازه فهمیدم در عشقش سر سپردن نیز هست
من شبیه یک انارم خون دل سهم من است
یک دل تنها که محکوم شکستن نیز هست
شاعری می گفت تنها عاشق این شهر اوست
بشنوید اما شنیدن مثل دیدن نیز هست؟
شهر از غوغای چشمان تو لبریز است و من
عاشق بی عقل این شهرم بجز من نیز.... نیست
========
در مورد حرف عشق صادق هستم
دیوانه گلهای شقایق هستم
یکروز می آید که بدانند همه
در رشت فقط فقط من عاشق هستم
وقتی عبور کردی از او ناگهان شکست
مردی که چشم های تو را سبز می کشید
بعد از عبورسرد تو هرگز زنی ندید
این مرد روی پلک شما گیر کرده بود
اما مگر برای تو توفیر کرده بود؟
بنزین چشمهات در او منتشر شد و
انبار خاطرات کسی منفجر شد و
حالا تمام زندگی اش دود می شود
تنها شکاف معجزه مسدود می شود
سخت است این که ببینی عزیز تو
در پیش چشم های تو نابود می شود
حالا تو رفته ای و دو تا چشم مانده که
از کوه پلک های کسی رود می شود
این مرد او که به غم داده جان منم
حالا کنار بی کسی ام پرسه می زنم
نا آشنام مثل حروف کتیبه ام
حتی درون شهر خودم هم غریبه ام
شاعر که نیستم ولی از شعر تر پرم
خمیازه های داغ تفنگان سر پرم
عشقم درون حافظه ات خاک می شود
یک هفته بعد خاطره ام پاک می شود
آن روزها چه شد که دلت گیر عشق بود؟
دست من فلک زده اکسیر عشق بود؟
آن روزها چه شد که به من خیره می شدی ؟
غیر از من آه با همه هم شیره می شدی
جز من در آن حوالی قلبت کسی نبود
تاوان عشق این همه دل واپسی نبود
حالا که پای عاشقی ام لنگ می شود
این تق تتق برای تو آهنگ می شود
قلبم هم آن که فقط عاشق تو بود
زیر نگاه آهنی ات سنگ می شود
دیگر به قول شاعر رویایی جنوب
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
۱
هر چند تو پرژکتور و من فانوسم
از عشق فقط بیا نکن مایوسم
ای دختر خوب از چه می ترسانیم؟
پیش پدر تو هم تو را می بوسم
2
من با تو تمام میشوم در دنیا
گور پدر دختر همسایه ی ما
فرقی که به حال ما ندارد دختر
بگذار پلیس هم ببیند ما را
3
اغراق نمی کنم که اغراق بد است
هر چند که خوبی تو صد در نود است
هی بیست شدم بیست شدم را بس کن
من نمره عاشقیم بالای صد است
4
تقدیم به یکی از دوستان...!!!
با زور برای دلکت عشق نخر
هر چیز سر جای خودش زیباتر
اینقدر نگاه دزدکی یعنی چه؟
مهتاب درون شب قشنگ است پسر