تبليغاتX
وب نوشت هاي آرش واقع طلب -

سلام...

دوشنبه این هفته ۲۷ فروردین ۸۵ یکی از روز های به یاد موندنی بود . شب شعر بزرگی برگزار شد که شاعران مهمانی چون : علیرضا بدیع - رضا رحیمی - محمد جواد آسمان و ... زینت بخش محفل ما بودند و از همه مهمتر چیزی که این شب رو موندگار کرد گرد همنشینی و شعر خوانی به یاد موندنی بود که در منزل خانم یحیی زاده برگزار شد که علاوه بر دوستان خوبم علیرضا بدیع و رضا رحیمی دوستان خوب و شاعران همشهری ام اعم از : رضا نیکوکار -آرش علیزاده - ستار جانعلی پور - کتایون یحیی زاده - مریم ژاله جو - سید جلال قریشی - عادل قریشی - کسری کبیری - لاله بردبار و محمد فرخ طلب حضور داشتند که شبی به یاد موندنی رقم زده شد. من در این شب رکورد شکستم و ۹ تا رباعی گفتم که اولی شو

تقدیم می کنم به

دوست بسیار عزیزم : رضا نیکوکار

 

از حرف زیادی خودت کم نشدی  

 یک لحظه برای عشق مرهم نشدی

شاعر تو هنوز هم پر از حرفی که 

 با معده سوراخ هم آدم نشدی

=======

        هر روز از ابتداش لبخند بزن  

      اخموتر از این نباش لبخند بزن

     حالا به بهانه قشنگ یک عکس

      با چشمک این فلاش لبخند بزن

======

کمتر به دلم تهمت دیوانه بزن  

  هر وقت که شد سری به این خانه بزن

من عمر رباعی ام به مویت بند است  

  این سلسله را یواشتر شانه بزن

======

مانند غزل تو اتفاقم هستی 

    خورشید که می رود چراغم هستی

ای کاش که باغبان شوم بعد از این 

 نارنج ترین میوه باغم هستی

======

می خواهم از امروز کنارت باشم  

من بعد همیشه یار یارت باشم  

در لحظه کنسرت بزرگت ای کاش   

می شد که خودم جای سه تارت باشم

======

پروانه ترین شفیره ات خواهم شد 

    هر روز همیشه خیره ات خواهم شد

هر وقت که در عاشقی ات غرق شدی

   آن روز خودم جزیره ات خواهم شد

========

با جنگ به کشورم زیان آوردند

جانباز و شهید و نیمه جان آوردند

با آن همه هیبت و بزرگی پدرم

از تو دو سه تکه استخوان آوردند

=========

من از نفس خمره خم می آیم

از عند رسول ربهم می آیم

یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

از رشت به جمکران قم می آیم

========

هر روز به من زنگ بزن صحبت کن

بر بودن در کنار من عادت کن

این قدر نترس از پدر از مادر

یکروز مرا به خانه ات دعوت کن

 

 

 

+ نوشته شده در  85/01/31ساعت 12  توسط آرش واقع طلب  |